خانه / need web / چه دلایلی موجب شکست کسب و کارهای کوچک می شود؟

چه دلایلی موجب شکست کسب و کارهای کوچک می شود؟


پاسخ کوتاه این است که، صرف نظر از صنعت، شکست ناشی از فقدان مهارت های مدیریتی یا عدم سرمایه گذاری مناسب یا هر دو است.


یازده دلایل شکست کسب و کارهای کوچک در نارسایی مشترک


انتخاب یک کسب و کار که بسیار سودآور نیست اگرچه شما فعالیت های زیادی را در این زمینه انجام می دهید، سود هرگز به میزان لازم برای حفظ یک شرکت در حال انجام نیست.


ذخایر نقدی ناکافی.

اگر پول نقد کافی نداشته باشید تا بتوانید از طریق شش ماه اول یا حتی قبل از کسب و کار شروع به کسب درآمد کنید، چشم انداز شما برای موفقیت خوب نیست. هنگام تعیین مقدار پول نقد شما نیاز به هزینه های زندگی شخصی و … را در نظر بگیرید.

شکست کسب و کارهای کوچک

 

عدم تعریف و درک بازار شما، مشتریان شما

عادت های خرید مشتریان شما به طور واضح و مشخص.

مشتریان شما چه کسانی هستند؟

شما باید بتوانید آنها را در یک یا دو جمله کاملا مشخص کنید. که به چه محصولی نیاز دارند.

چگونه می خواهید به آنها برسید؟

آیا محصول یا خدمات شما فصلی است؟

شما در خارج از فصل چه کاری انجام می دهید؟

چگونه مشتریان بالقوه خود را به فروشندگان فعلی خود بیفزایید؟

آیا مشتریان مجددا به طرف شما باز میگردند یا فقط یک بار از شما خرید می کنند؟

آیا زمان زیادی برای بستر فروش وجود دارد.

 

پیشنهاد : چگونه کسب و کار آنلاین و اینترنتی خود را راه اندازی کنیم


عدم صحیح قیمت محصول یا خدمات شما.

شما باید راهکارهای قیمت گذاری خود را به روشنی تعریف کنید.

شما می توانید ارزان ترین یا بهترین محصولات را عرضه کنید، اما اگر سعی می کنید هر دو را انجام دهید، شکست نخواهید خورد.


عدم پیش بینی جریان نقدی به اندازه کافی.

هنگامی که شما فقط شروع می کنید، تامین کنندگان نیاز به پرداخت سریع برای موجودی خود هستنند.

اگر کالاهای خود را به صورت اعتباری به فروش برسانید، زمان بین فروش و پرداخت می تواند در ماه باشد.

شما باید برنامه ریزی دقیق انجام دهید تا پول نقد را به طرف خود هدایت کنید و دریافت نمایید.


عدم پیش بینی یا واکنش به رقابت،

تکنولوژی و یا سایر تغییرات در بازار خطرناک است که فرض کنیم آنچه شما در گذشته انجام داده اید همیشه کار خواهد کرد.

فاکتورهایی را که به موفقیت شما منجر شد، چالش بکشید.

آیا با وجود نیازهای بازار جدید و تغییر زمان، کارها را به روند خود انجام می دهید؟

رقابت تان متفاوت است؟

چه تکنولوژی جدیدی در دسترس است؟

به ایده های جدید باز گردید.

فوق العاده بودن تلاش برای انجام همه چیز برای همه یک راه مطمئن برای از بین بردن بد بینی در کارها است.

توزیع خود را بیش از حد بالا بردن کیفیت در بازار، پاداش عالی برای نتایج عالی، پاداش متوسط ​​برای نتایج متوسط ​​و پاداش های پایین تر از نتایج زیر را به دست می آورد.

 

پیشنهاد : ۲۱ روش برای رونق دادن کسب و کار یا تجارت آنلاین


وابستگی به یک مشتری

در ابتدا، به نظر می رسد عالی است.

اما بعد متوجه شویم که شما در کار خود هستند.

هر زمان که یک مشتری بزرگ داشته باشید که از دست دادن آنها به معنی بستن فروشگاه است، مراقب باشید.

داشتن یک پایگاه بزرگ مشتریان کوچک بسیار ترجیح داده شده است.

رشد کنترل نشده هر زمان به سرعت و به طور پیوسته برنده می شود رشد قابل اطمینان، قابل پیش بینی به میزان قابل ملاحظه ای نسبت به اسپرد و جهش در حجم است.

دشوار است باور کنید که کسب و کار بیش از حد می تواند شما را نابود کند،

پس از تمام فعالیت های شما می توانید پول نقد خود را تخلیه کنید و در واقع سودآوری کلی را کاهش می دهد.

شما می توانید هزینه های زیادی را برای جلوگیری از هزینه های موجود برای مقابله با تقاضای جدید مشتریان متحمل شوید.

تا زمانی که خودتان را در بستر کسب و کار موفق قرار ندهید ، نمی توانید وام های خود را بازپرداخت کنید.

هنگامی که بعد از آن همه چیز را دنبال می کنید، معمولا انتخابات کمتر درباره مشتریان و محصولات می شود، که هر دو سود خود را از شرکت شما تخلیه می کنند.

 

به اعتقاد شما می توانید هر کاری را انجام دهید.

یکی از بزرگترین راهکارها برای کارآفرینان این است که مناسب ترین مسیر را بیایید از این نگرش استفاده کنند که باید تمام جنبه های کسب و کارتان را کنترل کنید.

اجازه دهید باور کنیم که تنها شما می توانید تصمیم بگیرید.

تمرکز بر مهمترین مسائل یا مسائل مربوط به شرکت شما بگذار دیگران به شما کمک کنند.

مسئولیت و اقتدار شما را به مردم خود ببخشید و در کار خود پیشرفت کنید.

وقت گذاشتن در مدیریت به صورت ناکافی مشکلی که با مشارکت شرکت های موفق به وجود می آید فراتر از منابع و مهارت های مدیریت است.

همانطور که شرکت رشد می کند، شما ممکن است توانایی افراد خاصی را برای مدیریت و برنامه ریزی داشته باشید.

اگر یک تغییر ضروری باشد، استانداردهای خود را فقط برای پر کردن موقعیت های خالی یا به جای کسی که در سازمان شما قرار دارد را پایین نیاورید.

تصمیم گیری در مورد مهارت های لازم برای موقعیت و اصرار داشتن فرد به آنها می باشد.

بنابراین، نگرش بنیانگذار، توانایی عینی بودن، تمایل به ارائه کمک مورد نیاز و به اشتراک گذاشتن قدرت برای موفقیت ضروری است.

 

پیشنهاد : چگونه کسب و کار اینترنتی خانگی شروع کنیم

 

Shukla می گوید:

“بسیاری از تازه کاران اشتباه می کنند که عشق خود را با محصول یا سرویس خود درمی آورند.

“در نهایت، این کمبود خود انتقاد است که بسیاری از شرکت ها، تازه کاران و همتایان بالغتری را به شکست می رساند.

شروع به کار بیشتر از این سرنوشت رنج می برند، زیرا رویا بیشتر از کارفرمایان وجود دارد.”

 

 شروع کسب و کار

در حالی که توسط یک رقیب بالقوه استخدام می شود و یا استخدام کارکنان بدون اولین بررسی قرارداد خود را با کارفرمای فعلی و دانش خود را از اسرار کسب و کار قانون روشن است که اگر کسی در حال حاضر برای یک شرکت کار می کند، به ویژه اگر او یک کارمند کلیدی است،

آنها نمی توانند یک کسب و کار رقابتی را اداره کنند.

حتی فقط ترکیب ممکن است دعوی را از کارفرمای فعلی آغاز کند.

ابتدا کارآفرینان باید به کارفرمای فعلی خود بپیوندند و یا استعفا بدهند یا به آنها بگویند چه کاری انجام میدهند و از آنها میپرسند که آیا علاقه مند به سرمایه گذاری هستند.

شگفت آور، این اغلب روش بسیار صاف پایان دادن به این رابطه است.

تحت هیچ شرایطی آنها نباید ماهیت کسب و کار جدید را نادیده بگیرند.

حتی پس از خروج از کارفرمای فعلی، هنوز هم نمی تواند اسرار تجاری شرکت را افشا کند.

 

تحت آموزه افشاء به اصطلاح اجتناب ناپذیر،

اگر کسی در معرض اسرار تجاری خود در کار خود قرار گرفته و برای کار کردن با دیگران کار می کند و اگر مسئولیت های آنها در شغل جدید به اندازه کافی مشابه باشد، برخی از دادگاه ها نتیجه می گیرند که اجتناب ناپذیر است از اطلاعاتی که از موقعیت قبلی برخوردار بود استفاده می کنند.

آنها می توانند با یک قانون مواجه شوند که آنها را مجبور به کار کردن برای کارفرمای جدید می کند تا چند ماه دیگر و هرگونه اسرار تجاری که از دست داده اند.

همچنین کمک می کند تا بدانیم که آیا کارکنان بالقوه در معرض معامله قرار می گیرند تا رقابت نکنند.

کشورهای مختلف از لحاظ نحوه اجرایی بودن آن متفاوت هستند، اما نباید تصور کرد که آنها نیستند.

همچنین باید بررسی کنید که چه مجوزهای اختراعات امضا شده است.

پرونده های کارکنان باید مورد بازبینی قرار گیرند و کارمندان باید آنها را بررسی کنند تا اطمینان حاصل شود که پیمان نتواند رقابت کند و یا تخصیص اختراع به توافق نامه غیرمجاز امضا نشده باشد.

 

 امید بیشتر در طرح کسب و کار می تواند تحویل داده شود و عدم اجرای قوانین اوراق بهادار دولتی و فدرال.

 

اگر کسی وعده داده که کاری انجام دهد و می داند که نمی تواند این وعده را انجام دهد، این یک تقلب است.

در یک طرح کسب و کار، باید یک ارزیابی صادقانه از آنچه انجام شده است و فرضیه های خود را مطرح کنید، به طوری که فردی که می تواند پول بپردازد می تواند قضاوت کند که آیا آنها واقعی هستند یا خیر.

آیا کارآفرینان می توانند توسط مالیات دهندگان خود تقاضای تقلب کنند؟

بله تلاش برای فشردن ارزیابی کمی اضافی با فساد تعداد اعتبار، باعث می شود که سرمایه گذاران کمتر قابل اعتماد باشند و در نهایت توانایی دریافت دور بعدی منابع مالی را کاهش دهد.

در نهایت، هر کسی که سهام یا اوراق بهادار دیگر را خریداری می کند، باید با ثبت اوراق بهادار (نادر برای راه اندازی) یا تمام شرایط لازم برای معافیت قابل اجرا، با قوانین اوراق بهادار فدرال و ایالتی همخوانی داشته باشد.

نادیده گرفتن قانون، بهانه ای نیست. همانطور که یک قاضی آن را در تصمیم گیری محکومیت محکومیت های جنایی برای نقض قوانین اوراق بهادار قرار داده است:

“هیچ کس با یک مغز نیمی نمی تواند فرصتی برای سرمایه گذاری در شرکت ما ارائه دهد بدون دانستن این که در اینجا جرقه های قانونی وجود دارد.”


تفکر هر گونه مشکلات قانونی را می توان بعدا حل کرد.


تمایل به فکر کردن وجود دارد: “هنگامی که من در حال دریافت وجه مالی خودم هستم، زمان مناسبی برای استخدام وکلا هستم؛ در حال حاضر به سرعت می توانم برنامه کسب و کار خود را انجام دهم. و جمع آوری پول. “این یک منطق کوتاه است. بسیاری از نقاط ضعف در اینجا مشکلاتی هستند که بعدا نمیتوان آنها را رفع کرد. آیا این به این معنی است که باید تمام وقت، تلاش و پول خود را به مسائل قانونی اختصاص داده شود؟ نه این دلیل خوبی برای استخدام وکیل متعهد است. استعدادهای عالی حقوقی می توانند برای مقداری پول کمتری در مراحل اولیه نگهداری شوند. در ابتدا هزینه آن بسیار کمتر خواهد بود تا آن را در ابتدا بدست آوریم تا بعدا آن را مرتب کنیم و آن را تصحیح کنیم.
چرا شرکت های کوچک شکست خوردند

 

موفقیت در کسب و کار هرگز اتوماتیک نیست.

این کاملا مبتنی بر شانس نیست – هر چند کمی هرگز صدمه دیده است. این در درجه اول بر پیش بینی و سازمان مالکیت بستگی دارد. البته، البته، هیچ تضمینی وجود ندارد.

شروع یک کسب و کار کوچک همیشه خطرناک است، و شانس موفقیت ضعیف است.

طبق اداره انکشاف بین المللی ایالات متحده، بیش از ۵۰ درصد از شرکت های کوچک در اولین سال و ۹۵ درصد پرونده در پنج سال اول شکست می یابند.

 

مایکل آمس در کتاب مدیریت کسب و کار کوچک، دلایل زیر را برای یک شکست تجاری کوچک ارائه می دهد:

 

کمبود تجربه
سرمایه کافی (پول)
محل ضعیف
مدیریت موجودی ضعیف
بیش از حد سرمایه گذاری در دارایی های ثابت
توافق نامه های اعتباری ضعیف
استفاده شخصی از صندوق های کسب و کار
رشد غیرمنتظره

 

گوستابرل اضافه می کند که در کتاب کسب و کار خود به خود دو دلیل دیگر دارد:

 

رقابت
فروش پایین


بررسی علل و عوامل عدم موفقیت کارافرینان در ایجاد کسب و کار کوچک

 

این ارقام به معنای ترساندن شما نیستند، اما شما را برای مسیر سنگی پیش رو آماده می کند.

بدتر شدن مشکل ایجاد یک کسب و کار یکی از بزرگترین موانع روبرو است.

با این حال، اگر شما صبور باشید، می توانید به سختی کار کنید و تمام اقدامات لازم را انجام دهید، موفقیت شما می تواند باشد.

یکی از واقعیت های گزارش شده توسط SBA در سال جاری این است که “۸ از ۱۰ کمپانی های کوچک کسب و کار پس از پنج سال به علت کمبود دانش و مهارت های مدیریتی دیگر وجود ندارد.”


شش اشتباه نا مناسب که منجر به شکست می شود


۱: مقدار تلاش است

تنها عامل مهم در تعیین اینکه چه کسی موفق و چه کسی نا موفق می شود ، صرفا بستگی به مقدار تلاش آن فرد و یا شرکت است.

برای شروع، اکثر مردم برای کار ۸ تا ۵ کار می کنند، و یک “رئیس” آنها را هدایت می کند.

هنگامی که شما برای کسب و کار خود هستید، باید انضباطی برای کار مستقل داشته باشید.

شما باید همان برنامه کاری همان ساعت را تقریبا هر روز حفظ کنید، حتی اگر هیچ برنامه ای نداشته باشید.

همچنین بسیاری از مردم تصور می کنند زمانی که کسب و کار خود را دارند، می توانند کمتر کار کنند و برای تفریح ​​بیشتر وقت خود را صرف کنند.

متاسفانه، مخالف درست است.

هنگامی که کسب و کار خود را اجرا می کنید، معمولا مجبور به کار بیشتر، نه کمتر.

شما باید مایل به قرار دادن در ساعت های طولانی و در صورت لزوم، کار تعطیلات آخر هفته نیز. این به خصوص در مرحله راه اندازی است.

 

۲: تامین مالی نامناسب

تعداد قابل توجهی از مردم انتظارات غیر واقعی را در مورد بودجه مورد نیاز برای شروع یک کسب و کار دارند.

آنها اغلب فاقد صندوق های لازم برای راه اندازی هستند و نمی توانند با تامین مالی مناسب مواجه شوند.

علاوه بر این تعداد قابل توجهی عملا دارایی های پول نقد و یا مایع نیستند و انتظار می رود که بانک یا اداره امور کوچک (SBA) 100 درصد مالیات را تامین کنند.

در اغلب موارد، نه یک بانک و نه شخص دیگری را تأمین مالی نمی کند مگر اینکه این شخص بخش قابل توجهی از وجوه خود را سرمایه گذاری کند، دارای اعتبار خوبی است و دارای وجهی است که وام را پرداخت می کند.

اکثر مردم به اشتباه فرض می کنند که آنها را با ۱۰۰ درصد مالیات بر اساس ایده های خوب خود ارائه می دهد جلوگیری می کنند.

اما اگر کسی پول نقد نداشته باشد، معمولا بر توانایی او برای مدیریت امور مالی تأثیر می گذارد، چیزی که در نظر دارد.

بودجه ممکن است از پس انداز نقدی، خطوط اعتباری شخصی یا وام های خانوادگی حاصل شود.

 

۳: نداشتن برنامه ریزی مناسب

واقعیت دیگری که به ندرت مورد توجه قرار گرفته این است که اکثر کسب و کارهای جدید در عرض چند سال به دلیل برنامه ریزی ضعیف یا برنامه ریزی غیرقابل تصور، از بین می روند.

اکثر افرادی که به کسب و کار وارد میشوند، زمینه ی مربوط به اشتغال فعلی یا سرگرمی های مورد علاقه خود را وارد میکنند.

آنها برای بررسی اینکه آیا تقاضا برای محصول یا خدمات آنها در حال رشد، کاهش یا رکود است، ابتدا یک مطالعه بازار انجام نمی دهند.

آنها همچنین موفق به اختصاص زمان مناسب برای وظایف اداری نیستند.

بیشتر صاحبان کسب و کار جدید تصور می کنند اکثر وقت خود صرف تولید و بازاریابی محصولات یا خدمات خود می شوند.

متاسفانه این مورد نیست. مقدار زیادی وقت صرف اداره می شود – صحبت کردن در تلفن، خرید لوازم و تجهیزات، پر کردن فرم های دولتی و مراقبت از دیگر وظایف عرفی. خدمات کسب و کار اینترنتی به خدمات کمک می کند فاکتور زمانی برخی از این وظایف را کاهش دهد.


۴: انتظارات غیر واقعی

بسیاری از افراد تصور می کنند نه تنها اکثر کسب و کارها موفق می شوند، بلکه از دست رفتن به دست می آید.

قطعا اینگونه نیست. به طور کلی، معمولا یکسال طول می کشد تا یک کسب و کار سودآور را توسعه دهد.

هدف اول سال است که معمولا سرمایه گذاری خود را به دست آورده است.

حتی پس از آن، پول باید در کسب و کار دوباره سرمایه گذاری شود.

به عبارت دیگر، در سال اول شما باید سایر منابع درآمد برای زندگی داشته باشید.

 

۵: عدم توانایی تعهد

اگر چه اکثر مردم می خواهند کسب و کار خود را شروع کنند، فقط درصد کمی از آنها واقعا این کار را می کنند.

هنگامی که فشار به حرکت می افتد، اکثریت اعتماد به نفس ندارند تا تصمیم بگیرند و بر آن عمل کنند.

برای اینکه کسب و کار موفق شود، باید بتواند اطلاعات را جمع آوری کند، حقایق را وزن کند و سپس تصمیم سریع بگیرد.

 

۶: عدم تمایل به مسئولیت پذیری

صاحب کسب و کار ۱۰۰ درصد مسئول اشتباه با خود او است.

همیشه یک خطر برای شکست تجاری یا بازده مالی کمتر از حد انتظاری وجود دارد.

اگر چنین اتفاقی برای شما رخ دهد، نمی توانید آن را به شخص دیگری متهم کنید.

اگر میخواهید یک کسب و کار کوچک را شروع کنید، باید به طور کامل و عینی امکان سنجی ایده خود را تجزیه و تحلیل کنید.

عدم انجام چنین کاری می تواند هزینه های هنگفتی در امور مالی، روابط و روابط خانوادگی داشته باشد.


 

بنابراین

 

شکست در کسب و کار چیست؟

 

چگونه می توانید بگویید زمانی که کسب و کار شما در حال شکست خوردن است و اقدام اصلاحی انجام دهید؟

شکست کسب و کار آخرین مرحله از چرخه زندگی سازمان است.

کاهش مدیریت، منجر به شکست توسط مدیریتی که تبدیل به ارتجاعی شده است، مشخص می شود.

نتيجه برنامه ريزي نامناسب يا غيرمستقيم و تصميم گيري ناکارآمد است.

 

رایج ترین دلایل عدم موفقیت در کسب و کار (کم بهره وری، سود پایین) یا شکست (ورشکسته، متوقف شدن) به شرح زیر است:

 

مدیریت جریان نقدی ضعیف.

عدم نظارت بر عملکرد

عدم درک و یا استفاده از اطلاعات نظارت بر عملکرد

مدیریت فقیر. ترکیبی از عدم پرداخت بدهکار خود در زمان و عدم هماهنگی پرداخت با جریان های نقدی ورودی.

ابراز عقاید این شرکت بیش از حد جذب شده و بدهی کاهش نمی یابد.

بیش از تکیه بر چند مشتری اصلی.

تحقیقات بازار نادر منجر به درک نادرست مشتری های هدف می شود و نیاز دارد.

عدم مهارت های مالی و برنامه ریزی

عدم نوآوری

مدیریت موجودی ضعیف.

ارتباطات ضعیف در سراسر سازمان.

عدم شناخت نقاط قوت و ضعف خود.

 

به دلیل کمبودهای دانش مدیریتی و توانایی مدیریت مالی،

شرکت های جوان تر احتمالا ورشکست می شوند.

در مقابل، شرکت های قدیمی تر به دلیل ناتوانی در انطباق با تغییرات محیطی احتمالا از بین می روند.

 

این نتیجه گیری یک مقاله پژوهشی جدید است که بررسی عوامل موثر بر ورشکستگی شرکت ها را بررسی می کند و عوامل اصلی شکست را بین شرکت های جوان و قدیمی مقایسه می کند.

به نظر می رسد ساده است، اما در قسمت بالایی اول از دلایل موفقیت کسب و کار موفق است یا شکست خورده است.

چرا که صاحب کسب و کار زمان را برای انجام تجزیه و تحلیل امکان سنجی، بازار و طرح کسب و کار را ندارد. چرا؟

گاهی اوقات یک ایده توسعه یافته است که صاحب کسب و کار فکر می کند خوب است، اما هیچ کس دیگری آن ایده را انجام نمی دهد.

گاهی اوقات یک ایده شکل می گیرد که صاحب کسب و کار معتقد است که اینقدر خوب است که مشتریان بالقوه خود را پیدا خواهند کرد.

گاهی اوقات صاحب کسب و کار فکر می کند که همه مشتری بالقوه هستند.

یافته های واضح و سازگار از تحقیقات پیشین این است که شرکت ها با بیشترین خطر شکست در هنگام جوان بودن و کوچک بودن مواجه هستند.

اما اگر عوامل دیگری به جز تعهدات نوآوری و کوچک بودن وجود داشته باشد که به شکست شرکت کمک می کند، چه هستند و چگونه می توانند تاثیر آن را کاهش دهند؟

از منظر دیدگاه مبتنی بر منابع شركت، شركت ها در صورتی كه قادر به تولید سطوح خودپنداره اجاره های سازمان نباشند، از بین خواهند رفت.

برای شرکت های جدید، چالش بحرانی پس از آن، ایجاد منابع و توانایی های ارزشمندی است که قبل از اینکه دارایی های اولیه دارایی ها از بین بروند.

در میان شرکت های بزرگتر که از تعهدات نوآوری جان سالم به در برده اند، ضروری است تا اطمینان حاصل شود که منابع و توانایی ها به عنوان تغییرات چشم انداز رقابتی همچنان به ارزش می رسند.

بنابراین، ما باید مکانیزم های مختلفی را در بین شرکت هایی که در اوایل شکست می یابند و کسانی که در مرحله بعد شکست می خورنند ، رعایت کنیم.

شکست های جوان باید به دلیل منابع و قابلیت های نامناسب باشد (نسبت به کمک های اولیه).

خرابی های قدیمی تر باید مربوط به عدم هماهنگی بین منابع و قابلیت ها و عوامل صنعتی استراتژیک باشد.

دلیل اصلی شکست این است که مدیریت بی تجربه است.

مدیران شرکت های ورشکسته، تجربه، دانش و یا چشم انداز کسب و کار خود را ندارند.

حتی با افزایش سن و مدیریت شرکت، دانش و چشم انداز همچنان نقاط بحرانی است که به شکست کمک می کند.

کمبود کلیدی دوم در زمینه مدیریت مالی رخ می دهد.

حدود ۷۱٪ شرکت ها به علت برنامه ریزی مالی ضعیف کار می کنند.

 

سه مشکل خاص که در این زمینه بوجود می آیند عبارتند از:

ساختار سرمایه نامتعادل،

عدم توانایی مدیریت سرمایه در گردش و عدم سرمایه گذاری.

هر دو شرکت ورشکسته قدیمی و جوان از این کمبود رنج می برند.

این یافته های دیگر را تأیید می کند که مشکلات اولیه در ساختار مالی برای غلبه بر آنها مشکل است و همچنان به شرکت هایی که به سن قانونی رسیده اند، ادامه می دهند.

این مطالعه نشان می دهد که عامل اصلی مشکالت مالی، شکست مدیریت است و نه عوامل خارجی که با بازارهای سرمایه ناقص مرتبط است.

بسیاری از شرکت های ورشکسته با مشکلی در تامین مالی در بازارهای سرمایه مواجه هستند؛

اما این کمبود داخلی در بسیاری از این شرکت ها است که مانع از اکتشاف گزینه های مختلف مالی می شود.

در تشخیص علل ریشه ای نارسایی های شرکت های کوچک، نباید تعجب برانگیز باشد که این امر ناکارآمدی مدیریت مدیران صاحب نظران است.

 

منبع moyaksmallbiztrends ترجمه شده در needweb

 

درباره‌ی داریوش مستفید

داریوش مستفید
(با نام یاد خدا) من به بازاریابی و کسب و کار اینترنتی علاقه زیادی دارم که باعث شد مقالات در این زمینه در وب سایت وب نید تولید کنم تا دوستان به راحتی و آسانی بتوانند استفاده کنند. و در این زمینه اطلاعات زیادی داشته باشند.

همچنین ببینید

۵ نمونه مزیت پیوندها یا بک لینک نوفالو در وب سایت

۵ مزایای پیوندها Nofollow اگر شما یک سئو کار هستید، باید کاملا با بک لینک …

4 نظر

  1. موضوعات بسيار كاربردي و ريشه اي رو در سايتتون مطرح ميكنيد

  2. به بقیه هم پیشنهاد میکنم این سایت رو دنبال کنن

  3. به بقیه هم پیشنهاد میکنم این سایت رو دنبال کنن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *